![]() |
![]() |
|
| ما روزهاي معركه در خواب بوده ايم |
|
برف نگرانم نمی کند
حصار یخ رنجم نمی دهد زیرا پایداری می کنم گاهی با شعر و گاهی با عشق که برای گرم شدن وسیله دیگری نیست جز آنکه دوستت بدارم . "نزار قبانی" |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 11:4 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
گاهی ترانه هایم آنچنان خیس که دستی بر گلویم کدامین سکوتی؟! از کدامین کتاب جا ماندی؟! که با قافیه ها هم قافله نمی شوی نه با ترانه های من ، سکه سکه دخیل چشمانت تا ببارانی ام دریغا که در این سکوت آباد باید سنگ بود تا نشکست آب که باشی می گندی درست مثل تو بالای دار ......
* * *
حرف حرف می آورد کلمه می سازد قصه می سازد راز می گشاید اینکه بی حرفم دلیل بی غصه گی ام نیست حرفهایم رازیست نگشوده اسم شب باش تا به انتظار دستان گرم تو بگشایم این بند را ..... * * * دیوارها بلندند آسمان کودکیم نیز دلتنگی ها قد می کشند درست مثل کودکیم * * * جاودانه زیستن را دوست دارم جاودانه مردن را بیشتر
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 16:23 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
Rain, Rain-Come today
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 14:33 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
حالا که نیستی دلم بیشتر برایت تنگ میشود گفتم که همیشه دیر می رسم من از تمام رویا هایم میگذرم تا تو به اوج برسی حال ما خوبست اما تو باور نکن ! من به بازی دل داده ام و تو به حسرت یک دیوار که شاید روزی به آن سویش نگاهی بیندازی همه ما پشت دیواریم آن سوی دیوار چیزی نیست این را ستاره ای گفت که همه جا را دیده بود . برگها که می ریزند انگار تکه های شکسته دلمان جابجا می شوند و هنوز فکر میکنی که کسی هست که مثل هیچ کس نیست !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 8:8 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
لبان تو با من و چشمان من با پنجره های بسته این قفس دنبال روزنه ای که مرا به فردا یا به آخر ..... Your lips with me My eyes with the closed windows of the cage Searching for an opening To………me to tomorrow or the end . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 23:11 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
من از رويا هاي تو برخاسته ام در شبي طوفاني در سرزميني سرد از لباني خاموش... به كابوس هايت دل مي بندم شايد كه همزادي يابم... جقدر شبيه روياهاي توست ! I arise from dreams of thee In a stormy night In a cold land In mere silence …. I come to love Thy nightmares May find one as a companion … It looks like so much thy dreams! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 22:17 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
با تو می شد از همه چیز حرف زد
از همه چیز از آیه های کفر از دلتنگی از دیوار خراب آینده از سقفی که هیچگاه بالای سرمان نبود تا قارچ های سمی فکرمان قد نکشند . آخر ما اهل هیچ کجا نبودیم ..... ************************************************************* Siradan bir gece Siradan bir gorus Siradan sozlar Siradan san Siradan man Yena siradan bir gece Sabahinsa Siradan olmamagi manim alimda Masalan Man sani oldurub Sabaha qatil kimi cixa bilaram GUNEL MOVLUD
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:58 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
بی صدا خم می شوم این روزها درسراب ناجیان بی نشان خواب غار و نامه و نور والست .... ************* کفشهایم در افق جا ماند حرف هایم لای دفترتو و بلیطی که باز یکسره است سوی یک دور خالی از آدم "کاش می شد که زود برگردیم" ***************** جمله های مجهول فعل های بی کس و"پری "می دانست دل ما را چه کسی برد و شکست .؟! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 14:34 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
بی معجزه گانیم خاموش در بستر سال و ماه آرمیده عید هم که می شود هزار سال تکرار آرزو می کنیم * برایت لحظه آرزو می کنم معجزه ای شگرف که تنها در تو اتفاق افتد !
و نپرس چرا سه گل سرخ ؟! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 19:3 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
Kiz Cocugu Gozunuze gorunemem oluyor bir on yil kadar.
hicbir sey istedigim yok. Seker bile yiyemez ki kagit gibi yanan cocuk. Caliyorum kapinizi Hiroshima Child ******************************************************* by NAZIM HIKMET
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 20:6 توسط فیروزه مهدی پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
.............................. ................................. .......................................... روی به جستن حیله آوردیم تا به چه حیلت خویش را برهانیم . یک چند همچنان بودیم تا بر آن خو کردیم و قاعده اول ( آزادی ) فراموش کردیم و با این بند ها بیارامیدیم و با تنگی قفس تن در دادیم . × × × و مرغان را گفت : بند از پای شما کس گشاید که بسته است .............................. ........................... فیروزه مهدی پور متولد یلدای 60 فارغ التحصیل زبان انگلیسی |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|